تعقل و تفکر

 در حالی  روزهای گرم تابستانی را پشت سر می گذاریم که این ایام با بهار عبادت و بندگی تلاقی کرده و این خود به گرمای تلاش و مراقبت بر نفس می افزاید .  آری در آستانه ماه رجب واقع شدیم ،ماهی که می تواند مقدمه بهره برداری از ماه مبارک رمضان باشد .


بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را   


                    هرگز نتوان دید جمال احدی را           


 


بسیاری از بزرگان برای استفاده از ماه مبارک رمضان تاکید بر مراقبت بر دو ماه رجب و شعبان داشتند .


ماه رجب ماه بسیار شریفی است به این جهت که:


1-از ماههای حرام است


2- از اوقات دعا می باشد حتی در زمان جاهلیت با این مطلب مشهور بوده و مردم آن زمان منتظر  این ماه بودند تا در آن دعا کنند .


3-این ماه ، ماه امیر المؤمنین (ع) می باشد چنانچه در برخی روایات آمده که ماه شعبان ماه رسول خدا و ماه مبارک رمضان ماه خداست .


4- شب اول آن یکی از چهار شبی است که تاکید به زنده نگهداشتن آن به عبادت شده است .


5- نیمه ماه از محبوبترین روزها نزد خداوند است .


6-روز بیست و هفتم این ماه مبعث رسول اکرم (ص) می باشد .


 


       حدیث ملک الداعی


یکی از مراقبتهای این ماه به، یاد داشتن حدیث ملک الداعی می باشدکه از پیامبر اکرم (ص)روایت شده است که فرمود : ((خدای  متعال در آسمان هفتم فرشته ای را قرار داده است که« داعی» گفته می شود . هنگامی که ماه رجب بیاید این فرشته در هر شب این ماه تا صبح می گوید : خوشا به حال تسبیح کنند گان خدا ، خوشا به حال مطیعان خدا ، خداوند متعال می فرماید من مطیع کسی هستم که از من اطاعت کند ، و بخشنده کسی هستم که طلب بخشش می کند ، ماه ماه من ،بنده بنده من و رحمت من است . هرکسی در این ماه مرا بخواند او را اجابت می کنم  و هر کسی چیزی طلب کند به او عطا میکنم و هر کس از من هدایت بخواهد او را هدایت می کنم . این ماه را رشته ای بین خود و بندگانم قرار دادم که هر کس به این رشته چنگ زند به من می رسد .


نوشته شده در  شنبه 23/4/1386ساعت  2:15 عصر  توسط ادیبی 
  نظرات دیگران()

             وبلاگ نشانه شخصیت     


  گاهی وقتها که نگاهم به وبلاگ دوستان می افتد یاد روایتی از حضرت امیر (ع) می افتم که  فرمودند : «المرء مخبوء تحت لسانه » آدمی مخفی است در زیر زبان . و به قول شاعر:


 


تا مرد سخن نگفته باشد         عیب و هنرش نهفته باشد


 


همه ما می دانیم که  یکی ازروشهای بیان اعتقادات ومنویات درونی، روش نوشتاری است که این روش نیازمند مقدماتی است از قبیل داشتن سواد خواندن ونوشتن  و نیز فراهم نمودن   ابزار نوشتار ، از جمله قلم وکاغذ و اگر نوشتن به صورت دیجیتالی باشد ابزار خاص خودش را باید آماده نمود ، در ضمن اصول و  قواعد صحیح نویسی را نیز باید در نظر داشت ؛ اما ساده ترین روش برای این کار روش گفتاری است که نیاز به ابزار این چنینی و مقدمات نیست


 


روش وبلاگی  از مجموعه روشهای نوشتاری است که انسان آزادانه به بیان اعتقادات و اخلاقیات و سیاست و جامعه ووو...


می پردازد ؛اما این نکته را باید در نظر داشت  که وبلاگ نویس مخفی است در وبلاگش .


 


آنچه که در درون و جان آدمی  جریان دارد به صورت گفتار یا نوشتار در می آید و شاید این عبارت « الظاهر عنوان الباطن » ظاهر نشانه باطن است به این مطلب هم اشاره داشته باشد که ظاهر آدمی (اعم از گفتار یا نوشتار و یا رفتارویا...)  نشانه شخصیت حقیقی  اوست   و همچنین وبلاگ  نشانه شخصیت وبلاگ نویس است .  موفق باشید 


 


 


         


 


نوشته شده در  جمعه 8/4/1386ساعت  12:34 عصر  توسط ادیبی 
  نظرات دیگران()

                              ولایت امانت انسان


 


آسمان بار امانت نتوانست کشید           قرعه فال به نام من دیوانه زدند


 


پیامبر اکرم (ص) پس از 23 سال زحمت شبانه روزی برای هدایت امت خویش ، در بستر بیماری که به وفا ت ایشان انجامید فرمودند : « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله  و عترتی » .


قرآن و اهل بیت دو شِِی گران بهائی است که رسول خدا (ص) برای سعادت امت  به ودیعه گذاشتند و خوشبختی تک تک  مردم را مشروط به پیروی کردن از این دو شی گران بهاء دانستند . خوب است بدانیم که این دو  ثقل  مکمل هم هستند و یکی به غیر از دیگری ناقص و ابتر است .


وظیفه ما در قبال ثقلین  شناخت و عمل به دستورات شان می باشد . در قرآن کریم آیاتی در باره فضیلت اهل بیت (ع) موجود است که از جمله آنان آیه72 سوره مبارکه احزاب است : «انا عرضنا الامانة  علی السموات  و الارضین و الجبال  فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انه کان ضلوما جهولا »


ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم و آنها از حمل آن سر بر تافتند و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید او بسیار ظالم و جاهل بود (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد ) .


 


نکات آیه


در این آیه شریفه چند نکته وجود دارد که نیازمند به توضیح است :


1-    عرضه بر آسمانها و کوهها و زمین  چه نوع عرضه است حقیقی یا مجازی ؟


2-    ابای  آنها چیست؟


3-    امانت چیست؟


نکته اول :


اسناد عرضه بر آسمانها و زمین و کوهها به صورت حقیقی بود و این عرضه لازمه اش نوعی درک است که این موجودات آن را دارا هستند و در واقع حقیقت این امانت را درک کرده و فهمیدند که توانائی حمل امانت را ندارند آیا می شود تصور کرد این موجوداتی که در قیامت شهادت  بر اعمال انسان می دهند دارای درک نباشند ؟ اینها چون درک می کنند در آخرت شاهد هستند.


 


نکته دوم :


ابا دو گونه است 1-ابای استکباری 2-ابای اشفا قی یا خوفی


قرآن کریم در داستان سجده ملائکه به آدم می فرماید همه سجده کردند « الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین » ابای شیطان ابای استکباری بود که این نوع ابا مذموم است ؛ اما ابای که در این موجودات بود ابای خوف و ترس بود و این نوع ابا ممدوح است .


نکته سوم :


امانت چیست ؟


از امام (ع) روایت داریم که این امانت را به ولایت تفسیر فرمودند (بحار الانوار ج 23 / 281 )


ولایت چیست ؟ ما اگر این کلمه را آنالیز کنیم در این تجزیه متوجه می شویم که ولایت چند جزء دارد 1- معرفت 2- محبت 3- اطاعت 4- برائت


ولایت اهلبیت (ع)  با شناخت به آنان و محبت و پیروی کردن از دستوراتشان و بیزاری جستن از دشمنان شا ن شکل می گیرد و در پایان باید بدانیم که این ولایت دژی است  محکم در برابر عذاب الهی


    ولایة علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی 


 الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین من ولایة علی بن ابی طالب (ع)


نوشته شده در  یکشنبه 3/4/1386ساعت  1:6 عصر  توسط ادیبی 
  نظرات دیگران()

                        انسیة الحوراء


 


گفتگو درباره  شخصیتی که حور است و به صورت انسان در آمده بسیار سخت و دشوار است، انسانی را می طلبد که در حد و اندازه آن بانوی بزرگوار باشد. پژوهش گران دانش منطق  می گویند :« معرف باید اجلی از معرف باشد» یعنی تعریف کننده شئ   یا باید  در حد آن شئ  و یا بالا تر از آن باشد. با این مقدمه  می یابیم ، برای شناختن این بانوی بزرگوار راهی جز مراجعه به فرمایشات اهل بیت (ع) نداریم .


 


باید توجه داشت که  در تعریف و بیان حقایق، نباید دچارافراط و تفریط شویم ، نه  مانند  غالیان، اهل بیت  (ع) را  تا حد الوهیت  بالا ببریم ونه مانند برخی کج فهمان ،آنان را از حد انسانهای معمولی نیز پایین تر معرفی کنیم .  روایتی از معصوم (ع) به  تواتر نقل شده که فرمودند:«  ما را خدا قرار ندهید ودر فضل ما هر چه خواستید بگویید  »


 


     تولد آن حضرت


ازعوامل تربیتی و تکاملی  انسان ، سه عامل ( پدر ومادر، غذا ، محیط ) می باشد.


آن بانوی بزگوار، پدری چون حضرت محمد (ص) دارد که اول شخص عالم امکان است و مادری همچون ام المومنین  خدیجه (س) که جزو زنان برتر عالم است . رسول گرامی اسلام فرمودند : از مردان افراد زیادی به کمال رسیدند و از زنان به  کمال نرسیدند مگر چهار نفر 1-آسیه زن فرعون 2- حضرت مریم 3 – حضرت خدیجه 4 حضرت زهرا (س) .


رسول خدا (ص) چهل روز قبل از انعقاد نطفه آن بانوی بزرگوار،   ماموریت یافتند  تا در غار حراء به عبادت وبندگی بپردازند و پس ازآن به منزل برگشته و ازغذای بهشتی(که توسط فرشتگان نازل شده بود )میل فرمودند تا نطفه برترین بانوی عالم منعقد گردد.


 


         


                 


 


 


 


      کوثر یا خیر کثیر


آیات سوره مبارکه کوثر در شان و منزلت حضرت صدیقه (س) نازل شده است  و خطاب به رسولش که ای رسول : « ما به تو خیر کثیر عطا کردیم » و چه خیری از این بالاتر، همگی می پنداشتند ازدیاد نسل از فرزند ذکور است ؛ ولی سوره مبارکه کوثر  خط بطلانی بر این پندار  کشید و همگی دیدند که ذریه رسول خدا تمامی از فرزندان حضرت زهرا (س) می باشند .


 


         کفو و همتای حضرت علی (ع)


 


وقتی به آیاتی که در فضایل حضرت امیر (ع) است مراجعه می کنیم می بینیم که حضرت زهرا(س) نیزدر برخی از آن فضایل  با حضرت امیر(ع) شریک است. به عنوان نمونه :


1-   در داستان توبه حضرت آدم یکی از کلماتی که به واسطه آن توبه آدم پذیرفته شد اسم مقدس حضرت زهرا (س) بود  سوره  بقره /37


2-   در داستان مباهله با نصارای نجران آن بزگوار  در کنار حضرت امیر حضور دارد سوره آل عمران / 61


3-   در امتحان حضرت ابراهیم (ع) که بعد از آن حضرت ابراهیم  به مقام امامت رسیدند ، حضرت زهرا جزء آن کلمات بودند سوره بقره /124


4-   یکی از اسامی که حضرت نوح برای ایمنی از طوفان در جلوی کشتی نوشتند ، اسم مبارک ایشان بود


5-   آیه تطهیر و یکی از اصحاب کساء سوره احزاب / 33


 


بهشت بوی فاطمه می دهد نه فاطمه بوی بهشت


پیامبر اکرم (ص) گاهی اوقات حضرت زهرا (س) را می بوییدند و این عمل حضرت اعتراض برخی زنانش ؟ را برانگیخت( و شاید این اعتراض از حسادت بود ) که فاطمه بزرگ است و صلاح نیست او را ببوسی و ببویی ؟؟... حضرت رسول فرمودند:« هر وقت دلم برای بهشت تنگ می شود فاطمه ام را می بویم و از او بوی بهشت استشمام می کنم »


البته باید توجه داشت که این افتخار بهشت است که بوی فاطمه بدهد.


 


 


چرا فاطمه


حضرت صادق (ع) فرمودند : انما سمیت فاطمه بفاطمه لا لنا س فطموا عن حق معرفتها = فاطمه را فاطمه نامیدند چونکه مردم از  شناخت  حقیقت اوجدا و  عاجزند.


 


آری من ادرک فاطمه فقد ادرک لیلة القدر ولی چه کسی اورا شناخت ؟ یاد روایتی از رسول خدا افتادم که فرمودند : یا علی نشناخت مر مگر تو و فاطمه و نشناخت تو را جز من و فاطمه و نشناخت فاطمه را جز من و تو .


 


جهان فردوس برین سرشته با آب و گلت 


                        به گل مقابل چو شدی خجل شد و منفعلت 


 


توئی توئی روح نبی ز سوی حق منتخبی


          


                             که آیت کوثر او به شان تو قد نزلت


 


اذا السماء انفطرت اذاالنجوم انکدرت 


 


                           به محضر عدل خدا به روز محشر سئلت


 


که فاطمه دخت نبی عطای حق رکن علی


                            


                               به دست آن قوم شقی بای ذنب قتلت


 


           


اللهم انی اسئلک بفاطمة وابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها ان تصلی علی محمد و آل محمد و احشرنا معهم فی الدنیا و لآخرة


 


نوشته شده در  دوشنبه 21/3/1386ساعت  4:52 صبح  توسط ادیبی 
  نظرات دیگران()

             


مدینه منوره بعد از وفات رسول اکرم (ص) شاهد  عجیب ترین حوادث روزگار  بود و بدون شک اثر فوق العاده ای در تاریخ  آن عصرمسلمین  و عصر های دیگر حتی تا به امروز داشته است .


 


حوادثی که پیامبر (ص) پیشا پیش برخی از آن را برای عموم و برخی را به صورت خصوصی برای اهل بیت (ع) بیان فرمودند .


 


از آن جمله فرمایشی است که پیامبر اکرم (ص) به حضرت امیر (ع) فرمودند : « یا علی سیاتی  زمان علی امتی لا یبقی  من  الاسلام الا اسمه و لا من القرآن الا درسه » = یا علی به همین زودی زمانی فرا می رسد که از اسلام چیزی جز اسمش و از قرآن جز درسش چیزی  باقی نمی ماند . اکنون جای تامل است که پیامبر اکرم 23 سال زحمت کشید تا اسلام را تبلیغ کند حال چه اتفاقی قرار است بیافتد ،که پیامبر (ص) می فرماید از اسلام جز اسم چیزی باقی نمی ماند ،با کمی تامل در تاریخ اسلام به این مساله پی می بریم .


 


دنیا طلبان در تمامی روزگاران با دستورات دینی که با منافع دنیایی آنان منافات و تعارض ایجاد کرده بود، سخت مبارزه می کردند ،رسول اکرم (ص) نیز از این قاعده مستثنی نبود و عمده دشمنی های  سران قریش با حضرت نیز از این مساله سرچشمه می گرفت .


 


آنان برای تامین خواسته های خویش، تمامی راهها را( اعم از تطمیع ، تهدید ، ترور شخصیت و حتی ترور شخصی در لیلة المبیت ) با پیامبرآزمودند و در اهدافشان عقیم ماندند . تنها امید این گونه افراد بر  مرگ و وفات پیامبر (ص) بود، می گفتند:« پیامبر از دنیا می رود و ما راحت می شویم»  این امید شان هم در حادثه غدیر خم به نا امیدی تبدیل شد ،آنجا که قرآن مجید می فرماید : « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون » (1)  = امروز ، کافران از زوال دین شما نا امید شدند بنا بر این از آنها نترسید بلکه از من بترسید .


1-سوره مبارکه مائده  /  3


 


 


 


حدیث نا نوشته


 


اولین حادثه در زمان حیات رسول خدا (ص) اتفاق افتاد حضرت (ص) فرمودند : « ایتونی بدواة و کتف لا کتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا »


((تاریخ طبری ج3 / 61؛ ارشاد مفید ص 87 ))  = دوات و کاغذی برایم بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم تا بعد از آن هرگز گمراه نشوید ؛ اما فردی ؟گفت: «  برگردید ، درد بر پیامبر غلبه کرده و هذیان می گوید کتاب خدا برای ما کافی است »  طبقات ابن سعد ج2 / 242؛ تاریخ طبری ج3/61و...


 


انکار وفات پیامبر (ص)


دومین حادثه انکار وفات پیامبر توسط یکی از صحابه ؟ (  می توانید برای پی بردن به نام این شخص به منابعی که ذکر می گردد مراجعه کنید برای حفظ وحدت ملی و انسجام اسلامی از بردن نام این گونه افراد خودداری می کنم )می باشد هنوز لحظاتی از وفات پیامبر نگذشته بود ولی او می گفت : « کسی که گمان کند پیامبر از دنیا رفته ، بداند پیامبر باز می گردد و دست و پای او را قطع خواهد کرد.


(( سیره ابن هشام  ج4 / 305 و تاریخ طبری ج3 /67، ترجمه تاریخ یعقوبی ج1 / 511 ))


 


تشکیل سقیفه


 


سومین حادثه  مربوط به زمانی می شود که حضرت امیر (ع) به همراهی   با عباس بن عبد المطلب  و فضل بن عباس و قثم بن عباس و اسامه مشغول به تجهیز و تغسیل پیامبر بودند که خبر اجتماع انصار در سقیفه بنی ساعده به گوش ابوبکر و عمر و ابو عبیده جراح رسیدشتابان به سوی سقیفه رفتند (( تاریخ طبری ج3/67 و الکامل ابن اثیر ج2/189 ))


 


مبارزه با اهل بیت (ع)


پس از جریان سقیفه و به خلافت رسیدن خلیفه اول مسائلی برای خاندان وحی و نبوت ایجاد گردید .


 


 


 


 


سران قریش با خاندان وحی سه گونه مبارزه را آغاز کردند:


1-   مبارزه اقتصادی یا همان غصب فدک


2-   مبارزه فرهنگی یا همان  شعار کتاب خدا ما را بس است


3- مبارزه سیاسی یا همان غصب خلافت


در مقابل این مبارزات باید دفاعی صورت بگیرد در آن زمان که ارتد الناس بعد النبی الا ثلاثة او سبعة =  بعد وفات پیامبر مردم مرتد شدند الا سه یا هفت نفر که این ارتداد به معنای بازگشت به جاهلیت است نه ارتداد به معنای مسیحی یا یهودی شدن ...


 


 و چونکه روح عصبیت و عربیت دوباره در مردم جزیرة العرب زنده شده بود ،بلال حبشی و سلمان فارسی و ابوذر غفاری و صهیب رومی در نظر آنان ارزشی نداشتند ،چرا که سلمان و صهیب عرب نبودند بلال برده آزاد شده بود و ابوذر هم قبیله نداشت تا از او حمایت کند . از طرفی دیگر حضرت امیر (ع) برای حفظ اصل اسلام مامور به سکوت بودند پس چه کسی بایداز حریم اما مت و ولایت در مقابل این بدعت ها مبارزه کند ؟ا


 


 اینجاست  که به  نقش حضرت زهرا (س)  در این نقطه حساس پی می بریم او که خود معصومه است  و از هر گونه خطا و اشتباهی مبرا است 


در مقابل هر سه نوع مبارزه به تنهایی به دفاع برخاسته و تا پای جان در این راه ( حمایت از حریم امامت و ولایت ) ایستادگی نمود تفصیل این سه نوع مبارزه باشد برای بعد ان شاء الله   موفق باشید.


نوشته شده در  سه‏شنبه 8/3/1386ساعت  11:43 صبح  توسط ادیبی 
  نظرات دیگران()

                            خویشاوندی عملی


 


 


  انسان موجودی است  اجتماعی و برای برقراری روابط اجتماعی  نیاز به معاشرت و انس گرفتن با دیگران دارد، لفظ انسان نیز از ماده انس است بدین خاطر انسان از طریق مختلف با هم نوعش ارتباط برقرار می کند خدای سبحان نیز برای تامین این نیاز بشری دو نوع ارتباط را  قرار دادند یکی ارتباط سببی و دیگری ارتباط نسبی .


از جنبه ملکوتی نیز انسان محتاج  ارتباط با خدای سبحان است و برای برقراری این نوع ارتباط ، به انسان های کامل ( که آنها را  واسطه در فیض می نامیم ) نیازمند است .


مصداق کامل این واسطه ها اهل بیت (ع) می باشند و برای دستیابی به این بزرگواران  اهلیت لازم است . و این اهلیت دیگر ربطی به ارتباط نسبی و سببی ندارد. قرآن مجید درباره پسر حضرت نوح می فرماید : انه لیس من اهلک = او از اهل تو نیست انه عمل غیر صالح (1) چرا پسر نوح از اهل او نیست  چونکه او کار شایسته نداشت  آری


پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد 


 


از طرفی رسول اکرم «ص» در مورد سلمان فارسی فرمودند : منا اهل البیت =


سلمان از ما اهل بیت است چگونه  سلمان به مقام اهلیت رسید ؟ با عمل صالح


 


باغداران گاهی برای شیرین شدن میوه درختی ، آن را پیوند می زنند که این پیوند باعث شیرینی میوه می شود ،حال ما انسانها اگر بخواهیم شیرین بشویم راهش پیوند زدن با اهل بیت عصمت و طهارت است ، که این پیوند ، پیوند عملی است .


و این پیوند جاودانه و پایدار تر از هر گونه پیوند نسبی و سببی است چه بسیار ابو جهل ها که پیوند نسبی با پیامبر داشتند و جهنمی شدند و چه بسیار سلمان و ابوذر ها که با پیوند عملی بهشتی شدند تا آنجا که پیامبر اکرم (ص) فرمودند : شوق بهشت به سلمان بیش از شوق سلمان به بهشت است.آری به همین خاطر امام صادق پیوند عملی را بهتر می پسندد تا پیوند نسبی آنجا که می فرماید : ولایتی من علی بن ابی طالب احب الی من ولادتی منه = آن ولایتی که من از امام علی (ع) دارم نزد من محبوب تر است از ولادت من از حضرت علی (ع) .


خداوند توفیق عمل صالح به همه ما مرحمت فرماید


 


 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


1-  سوره مبارکه هود / 46      


نوشته شده در  چهارشنبه 2/3/1386ساعت  5:25 صبح  توسط ادیبی 
  نظرات دیگران()

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[23/4/1386- 2:15 ع] ماه رجب مقدمه ماه مبارک رمضان
[8/4/1386- 12:34 ع] وبلاگ نشانه شخصیت
[3/4/1386- 1:6 ع] ولایت امانت انسان
[21/3/1386- 4:52 ص] حوری شبیه انسان یا انسانی فوق حور
[8/3/1386- 11:43 ص] نقش حضرت زهرا (س) در احیاء دین
[2/3/1386- 5:25 ص] فرزند خصال خویشتن باش
[آرشیو شده ها]